بازدید از شهر تاریخی ورزنه – مالواجرد – باتلاق گاو خونی
بخش گزارش برنامه
تاریخ چهار شنبه 1 دی 1395

گزارش برنامه

نائین بازدید از شهر ورزنه مالواجرد باتلاق گاو خونی

 

برای بازدید از شهر تاریخی ورزنه و آشنایی با آداب و رسوم این شهر زیبا روز پنجشنبه 25/09/95 ساعت 6 صبح با جمعی از دوستان آزادکوه به سرپرستی سرکار خانم محمودی عازم سفر سه روزه شدیم.

ساعت 6:40 دقیقه از تهران حرکت کرده و به سمت شهر مورد نظر حرکت کردیم که در ساعت 16:30 به ورزنه رسیدیم.

ورزنه شهری است از توابع بخش بن رود در شهرستان اصفهان در مرکز ایران؛ در نزدیکی تالاب بین المللی گاو خونی و تنها شهر ایرانی است که زنان آن به طور سنتی چادر سفید به سر می کنند.

 تنها چادر سفید در شهر ورزنه مرسوم است و در جای دیگر سراغ نداریم، و هر کس که وارد این شهر می‌شود اولین سؤالی که برای او پیش می‌آید چادر سفید زنان می باشدو دراین خصوص دلایل چندی ذکر می‌شود. این نشان قومی است که ریشه در تاریخ چند هزار ساله داردو به سلامت از دل تاریخ بیرون آمده است و زنان و دختران بر پایه روش نیاکان خود چادر سفید بر تن می‌کنند و گفته می‌شود: پوشیدن لباس سفید رنگ یادگار روزی است که مردم دین زردشتی داشتند و گروهی اعتقاد دارند که شرایط آب و هوایی منطقه و شغل کرباس بافی و کشت و کار پنبه و عدم دسترسی به پارچه‌های شهری موجب پوشیدن لباس سفید رنگ شده است که خودشان از تبدیل پنبه به نخ می‌بافتند.

و ما نیز با ورودمان به شهر و دیدن زنانی که همچنان سنت و آیین گذشته شهر خود چادر سفید به سر داشتند به لقب شهر که معروف به کبوتران سفید یا شهر فرشتگان است به خوبی پی بردیم.

درباره وجه تسمیه ورزنه مطالب زیادی نقل شده است که در این دو مورد به واقعیت نزدیک‌تر است. افراد محلی قبول دارند که ورزنه به معنای کشت دانه و کاربر روی زمین است که این مطلب با این خصوصیات و موقعیت شهر ورزنه، انطباق دارد. واژگان هم خانواده بسیاری در زبان پارسی وجود دارد، که از مصدر ورزیدن است. ورز: کشت و کار، ورزنده: کشاورز، برزگر ورزکار: کشاورز، ورزداد: گاوی که با آن زمین را شخم می‌زنند دوم اینکه: دو کتاب ادبیات داستانی ایران نوشته محمد قائمی در صفحه ۸۹ این گونه آمده است: زرتشت یاران خود را به سه گروه تقسیم کرده است. ختیو یا خودمانی که بی اندازه به او نزدیک بودند. (ورزنه) یا ورزندگان که کشاورزان و دامپروران بودند و آریا منش که از دوستان او بشمار می‌آمدند.

همان ابتدای ورودمان به شهر چشمانمان به پل قدیمی شهر بر روی رودخانه با منظره ای زیبا خیره ماند؛ این پل با آجر ساخته شده و دارای ۱۰ چشمه که هفت چشمه یا طاق آن به طول ۶۷ متر و عرض پل ۶٫۵ متر و ارتفاع از سطح آب ۶ متر و عرض چشمه‌ها ۴ متر است؛ و بسیار قدیمی و بنای آن مربوط به دوره دیلمیان و سلجوقیان ا ست ولی مردم آن را به سیف‌اله اردکانی نسبت می‌دهند اما گویا ۳ چشمه دیگر را به طول ۱۹ متر مردم سخت کوش ورزنه در یکصد و چهل سال قبل ساخته و به آن افزوده‌اند و در حال حاضر جزو آثار قدیمی است که تردد روی آن نمی‌شود. نقل شده‌است شخصی بنام سیف‌الله اردکانی آنرا بنا نموده است.

در حال حاضر به خاطر قدمت و اهمیت این پل رفت‌وآمد وسایل نقلیه روی آن صورت نمی‌گیرد و عابران پیاده حق عبور از این پل را دارند و وسایل نقلیه از روی پل فلزی که در ۲۵۰ متر غرب همین پل ساخته شده عبور می‌کنند.

حدود ساعت 17 به محل اقامتمان رسیدیم و پس از استقرار و جابجایی لوازم، غذایی خوردیم و به دلیل تاریکی و شدت باد ترجیح دادیم بازدید از شهر به صبح موکول گردد. شب را با کنار هم بودن و صحبت با دوستان و برنامه ریزی بازدید های صبح و بخش بیشتر آن با یک تشی بزرگ (جوجه تیغی) سرگرم بودیم. به گفته صاحب ملک این تشی بسیار بزرگ و زیبا از کوچکی پس از شکار شدن مادر توسط باغداران بومی توسط آقای خلیلی در حیاط خانه بوده و بزرگ شده و حالت های تهاجمی به خود میگرفت ولی تیغ پرتاب نمی کرد، اکثر دوستان همچین موجود زیبایی را از نزدیک ندیده بودند. با دیدن آن کلی به وجد آمدیم و در ابتدا خود تشی هم از ما میترسید ولی بعد از ارتباط خوب و غذا دادن توانستیم عکس های خوب و حتی دست نوازش به صورتش بکشیم.

صبح ساعت 7بیدار شدیم و بعد از صرف صبحانه برای بازدید از گاو چاه حرکت کردیم.

گاوچاه یک روش قدیمی برای آبیاری زمین های کشاورزی بوده که توسط آموزش به گاو ورزا (نر) که با رفت و برگشت در یک مسیر مشخص آب را از چاه بیرون کشیده و توسط جوبهای از صبح تا ظهر حدود 300 هکتار زمین را آبیاری میکردند که امروزه دیگر اکثر این چاه ها از بین رفته؛ که به همت حاج ابراهیم حیدری یک حلقه چاه با تمام ملزومات مربوطه بازسازی شده و به نمایش عموم گذاشته شده که حاج ابراهیم حیدری با توضیحات کامل ما را با تمام ریزه کاری ها و سخت کوشیهای آن زمان آشنا کردند و خاطرات بسیار خوب و ارزنده ای را برایمان به جا گذاشت و با پذیرایی چای آتیشی و بازدید از صنایع دستی ورزنه از این مرد مهربان جدا شدیم و آرزوی سلامتی و تندرستی برای این نازنین مرد داریم که چنین سنت های گذشته را برای نسل های آینده زنده نگاه میدارند.

ساعت 10 به ارگ قدیمی قورتان و بازدید از کبوتر خانه رسیدیم؛

در گوشه و کنار استان اصفهان برج‌ها و کبوتر خانه‌هایی مخروطی شکل دیده می‌شود و افراد بی اطلاع در مورد استفاده آنها به اشتباه می‌افتند، غالب افراد بر این باورند که این برجها از دژهای قدیمی و مستحکم شهر بوده اما به کنجکاوی و پرسش در می یابندکه این برجها متعلق به کبوتران است و کبوتر خانه یا کفتر خانه نام دارد و قدمت بعضی از آنها به ۳قرن می‌رسد که در طول این مدت عوامل فرسایش و گاهی بی‌توجهی مردم بیشتر آنها را ویران یا نیمه ویران ساخته است. در اصل این کبوتر خانه ها از نظر کشاورزی بسیار اهمیت داشته چراکه در زمان گذشته که خبری از کودهای شیمیایی نبوده از فضولات کبوترها به عنوان کود برای صیفی کاری در باغات استفاده میشده و اهمیت بالایی داشته است.

از مهمترین آثار تاریخی روستا، ارگ تاریخی و عظیمی است که قدمت آن به قرن چهارم هجری و به دوره دیلمیان بر میگردد.

 

وسعت این ارگ با مساحت 43 هزار متر مربع و مصالح به کار رفته مطابق با آب و هوای کویری تماماً از خشت و گل ساخته شده است؛ یکی از برج ها و قسمتی از حصار اصلی ارگ بر اثر طغیان و منحرف شدن مسیر رودخانه زاینده رود تخریب گردیده است. ارگ دارای دو دروازه شمالی و جنوبی بوده و در سال 1387 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

پس از بازدید از ارگ قدیمی و گشت زنی در کوچه خیابان های ارگ ساعت 11 به سمت تالاب گاوخونی حرکت کردیم و در ساعت 11:30 به تالاب رسیدیم ابتدا برای دیدن کل منطقه و تالاب از یک کوه کوتاه سمت چپ جاده صعود کردیم که منظره وسیع و عالی در دیدرس داشتیم ولی متاسفانه چیزی به عنوان تالاب که در ذهن نقش میبندد نمانده بود و با این وضعیت آب و هوایی تا چند سال دیگر حتی اثری از همین مقدار کم آب نیز به جا نمیماند. و بعد از برگشت از کوه به سمت تالاب حرکت کردیم. تالاب که در وسط شوره زار نمک قرار داشت بسیار زیبا  و آرامش بخش بود که متاسفانه عمق تالاب از 10 سانتیمتر بیشتر تجاوز نمیکرد.

تالاب بین المللی گاوخونی ورزنه:

در نوشته‌های مختلف گذشته و حتی حال به صورت‌های گوناگونی یافت شده است از جمله گاوخونی، گود خونی، گور خونی، گاوخانه، گاوخانی، گاوخوانی و آخر آب که در زبان محلی ساکنین شهر ورزنه گاخٌنی و دریا نیز گفته می‌شود؛ که مهمترین وجه تسمیه آن به شرح زیر است:

۱- در فرهنگ دهخدا در توضیح واژه گاوخونی آمده است در فرهنگ آنندراج آمده است از دو کلمه گاو و خانی ترکیب شده است که گاو به معنی بزرگ و خانی به معنی چاه و مرکبا به معنی چاه بزرگ افاده می‌کند.

۲- تعریف دیگری نیز واژه گاوخونی مرکب از (گابه gabae یا (gavae و کلمه خانی (=خانیکxanic پهلوی) که قسمت اول گاو بعداً به گبی جی و گی تبدیل شده است به معنی اصفهان. خانی نیز به معنی چشمه و حوضه آبگیر و مرکبا به معنی آبگیر اصفهان برداشت می‌شود.

۲- همچنین بعضی‌ها اعتقاد بر این است که در گذشته گور خرهای بسیاری در این تالاب زندگی می کردندو اکوسیستم منطقه خیلی مرطوب تراز زمان فعلی بوده که موجب جذب شکارچی می‌شده است و حتی در حکایت‌ها آمده است بهرام گور در حین شکار گور خر در این باتلاق فرورفته است و ممکن است یکی از وجه تسمیه‌های آن گورخونی بوده است که بعداً به گاوخونی تبدیل شده است.

پس از بازدید از تالاب و ثبت خاطرات برای صرف ناهار به محل اقامتمان برگشتیم و پس از یک استراحت کوتاه یکساعته بلافاصله برای دیدن رمل های شن روان راهی کویر که نزدیک محل اقامتمان بود شدیم ،

منطقه بسیار شلوغ وپر از ماشین های آفرود بود که ما تصمیم گرفتیم  محل خلوط تری را برای پیاده روی و صعودرمل های شنی انتخاب کنیم. بعداز صعود از رمل و پیاده روی تقریبا به غروب خورشید نزدیک شدیم که صحنه فوق العاده ای را کویر برایمان به نمایش گذاشت. تا بتوانیم خاطرات خوبی در ذهنمان ثبت کنیم تا بتوانیم روح و ذهنمان را هرچند کوتاه خالی و  عاری از هرگونه زندگی پر مشغله شهری کنیم و چشمانمان را که عادت به ساختمان های آجری و سنگی و برج ها و آلودگی شهر دارند کمی با وسعت و آرامش کویر ، آفتاب زر و آسمان آبی بی انتها استراحت دهیم.

 

بعد از ترک رمل های شنی ساعت 16:45 به سمت روستای مالواجرد حرکت کردیم این روستا در ۱۲۹ کیلومترى جنوب شرقى اصفهان و ۱۲ کیلومتری حسن آباد جرفویه قرار گرفته است زمانی که به روستای مالواجرد رسیدیم تاریکی ساعت 18 آخر فصل پاییزی بر سپیدی آسمان چیره شده بود و ما در تاریکی قلعه قدیمی شهر را بازدید کردیم؛ و در کنار قلعه برکه ای که از چشمه های اطراف آب خود را تامین میکرد بازدید کردیم که با ماهی های قرمز که در برکه توسط مردم رها شده بودندتکثیر شده و بسیار بزرگ و زیاد در کنار اردک های زیادی که توسط اهالی آنجا رها شده بودن حتی در تاریکی شب حس خوب و آرامش بخشی را برایمان تداعی کرد و بعد از کمی پیاده روی و بازدید از مسجد جامع و پذیرایی با چای و شیرینی توسط اهالی در مسجد جامع به سمت محل اقامتمان حدود ساعت 19:30 برگشتیم.

بعد از کمی استراحت و خوردن شام دسته جمعی در حیاط خانه آتشی بپا کردیم و دوستانی که خسته بودند داخل استراحت کردند و تعدادی از دوستان کنار آتیش و با خوردن چای آتیشی و خواندن شعر و گپ زدن مشغول بودند و آقای خلیلی صاحب ملک هم برای چاق سلامتی به ما سرزده بودند که به جمع ما پیوستند و کمی اطلاعات از منطقه در اختیارمان گذاشتند.

با هماهنگی سرپرست قرار شد صبح بعد از خوردن صبحانه و جمع کردن لوازم و تحویل منزل بعداز دیدن موزه مردم شناسی ورزنه و دیدن پارچه بافی سنتی به سمت تهران شهر زیبای ورزنه را ترک کنیم.

صبح ساعت 8 منزل را ترک کردیم و برای آشنایی بیشتر با فرهنگ و سنت شهر ورزنه به موزه مردم شناسی رفتیم.

موزه ورزنه یا همان منزل یوسفی در شهر تاریخی ورزنه در مرکز بافت تاریخی قرار دارد ساختمان موزه توسط سازمان میراث فرهنگی و با همکاری شهرداری ورزنه مرمت شده خانه یوسفی که با مساحت حدود ۱۹۰۰ متر مربع در قلب مجموعه حاکم نشین ورزنه جای دارد دارای ساختمانی به سبک قاجاری است و آنچه نیز از تاریخ ورزنه بر می آید این بنا قدمتی قاجاری دارد . این خانه در یک اشکوب بنا شده و بخش وسیعی از خانه به حیاط زیبای آن اختصاص دارد و فضاهای معماری آن در قسمت جنوب خانه جای دارد .

در منتهی الیه ضلع جنوبی اتاقی وجود دارد که در گذشته به صورت زندان خانه کاربرد داشته است . در قسمت شرقی آب انبار ، مطبخ و طویله قرار دارد . آب مصرفی خانه توسط چاهی که در ضلع شمالی واقع است تأمین می گردد .

این خانه که بخشی از مجموعه میرمیران می باشد ،  در اواخر دوره تملک خود به حاج حسن یوسفی تعلق داشته که توسط  وی به سازمان میراث فرهنگی هدیه شده و به صورت هیأت امنا ( متشکل از سازمان میراث فرهنگی ، بخشداری بن رود ، شهرداری ورزنه ، نماینده میراث فرهنگی و حاج حسن یوسفی اداره می شود .

نما سازی ، استفاده از قوسهای متنوع در نمای شمالی و نیز تنها بادگیر خانه که در مرکز قرار گرفته از ویژگیهای این خانه تاریخی می باشد .

پس از بازدید از موزه با هماهنگی مسئول موزه به خانه ای در همان نزدیکی برای دیدن بافتن پارچه سنتی راهی شدیم که یک مادربزرگ مهربان پشت دستگاه بافندگی بسیار قدیمی و سنتی در حال بافندگی بودند. و ما توانستیم با طرز کار این دستگاه قدیمی و هنر دست این شیربانوی ایرانی آشنا شویم و چند تکه از این پارچه های با ارزش را به سوغات از شهر تاریخی و زیبای ورزنه ؛ با مردمان بسیار مهربان و صمیمی و قلب های همچون کویر گرم به دیارمان به یادگار ببریم.

ساعت 11:25 روز شنبه 27 آذر ماه به سمت تهران حرکت کردیم . مسیرمان از روستاهای کبریت- هاشم آباد – هرند- کوهپایه که مسیر بسیار زیبا با پیچ های جاده در دل کوه و کویر بود مسیرمان را ادامه دادیم و از روستاهای بخارک – کیچی – کجول – کهنک نهوج – نیستان – قهاره – مار – مبارکه – ماربین-مارجوبه – بیدشک- دسجر- ظفرقند و در نهایت ساعت 14:15 به اردستان رسیدیم و پس از صرف ناهار و کمی استراحت به سمت تهران حرکت کردیم. ساعت 21:30 در تهران از دوستان خداحافظی کردیم.

و در آخر تشکر ویژه از آقای بهروز جوادی عزیز که زحمات زیادی در این سفر کشیدند و با راهنمایی خوب در منطقه و برنامه ریزی عالی و دقیق به اکثر مناطق دیدنی شهر ورزنه سر زدیم.

دوستان شرکت کننده:

خانم ها: محمودی – مرادپور - آنا جوادی – خانم سلیمی –فریده لنگرودی – لنگرودی – فراستی قربانی – شاه حسینی –

آقایان: بهروز جوادی – اکبر اسدی – آرش آقاخانی – اشکبوس سلیمی – احسان آقاخانی

شماره تلفن هایی برای هماهنگی و گرفتن اطلاعات برای طبیعت دوستان عزیز: 

آقای خلیلی برای تهیه محل اقامت: 09133128261 

آقای شهبازی راهنما و عضو فعال محیط زیست ورزنه: 09134115923 

آقای جواد حیدری مسئول گاو چاه: 09138128936

آقای فاطمی کبوتر خانه قورتان: 09139071290 

آقای ابراهیمی مسئول موزه مردم شناسی: 09139166450 

و آقا تقی راننده خوب و انسان شریف و زحمت کش: 09121781049

برای دیدن عکس های بیشتر به گالری رجوع شود.


[نویسنده : آرش | بازدید : 911 نفر]
رای شما :
-
-
بالای صفحه | تماس با ما | درباره ما | آرشیو | صفحه اصلی
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به سایت آزاد کوه می باشد